تماس با ما
وبلاگicon
خدا گوید : تو ای زیباتر از خورشید زیبایم تو ای والاترین مهمان دنیایم شروع کن ! یک قدم با تو - تمام گامهای مانده اش با من درسا دردونه من و باباش
مروارید درشت خونه ما همیشه بمان با ما
آپلود عکس

+ نگارش :  شنبه 26 شهریور1390ساعت 12:12  نگارنده :  سهیلا مامان درسا جون 

دیشب جای همگی خالی داشتم ماکارونی درست می کردم

موادش زیاد بود یه مقداری شو کنار گذاشتم و مشغول بقیه کارا

چند دقیقه بعد دیدم لپ درسا جونم پر شده و هی داره می جنبه

به به و چه چه می کنه و یه لقمه دیگه هم توی دستش ...

بابا مرتضی می پرسه دخترم چی داری می خوری که اینقده خوشت اومده؟

میگه : مواد

من: !

بابا مرتضی: !

مواد ماکارونی: !

        

چند روز پیش هم ما رو کشون کشون برده مغازه عروسک فروشی

هر چی بهش می گیم دیگه بزرگ شدی عروسک میخوای چیکار به خرجش نمیره که نمیره

نشون به اون نشون که هر جا میریم یکی از عروسکاشم با خودش میبره (و اون روز نوبت بیبی بورن بود که اسمشم گذاشته پرنیان)

 

پرنیان کوشمولو در آغوش درسا جون رفتند دیدن رقبا

اینم یه عروسک درااااااااااااااااااااز بود که قدش از درسا بانو هم بلندتر بود

نخریدیمش فقط باهاش عکس گرفته

 

+ نگارش :  شنبه 8 شهریور1393ساعت 0:21  نگارنده :  سهیلا مامان درسا جون  | 

دومین سالگرد فقدان پدر مهربان و نازنینم بر سر مزارش گرد هم آمدیم

 

خوابیدی بدون لالایی و قصه

بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه

دیگه کابوس زمستون نمی بینی

توی خواب گلهای حسرت نمی چینی

دیگه خورشید چهرت و نمی سوزونه

جای سیلی های باد روش نمی مونه

دیگه بیدار نمیشی با نگرونی

یا با تردید که بری یا که بمونی

 

رفتی و آدمکها رو جا گذاشتی

قانون جنگل و زیر پا گذاشتی

اینجا قهرن سینه ها با مهربونی

تو، تو جنگل نمی تونستی بمونی

 

دلت و بردی با خود به جای دیگه

اونجا که خدا برات لالایی می گه

می دونم می بینمت یه روز دوباره

توی دنیایی که آدمک نداره


برچسب‌ها: پدرم
+ نگارش :  شنبه 18 مرداد1393ساعت 1:0  نگارنده :  سهیلا مامان درسا جون  | 

 عید صیام آمد و ماه صیام رفت / لطف تمام آمد و فیض تمام رفت

شد عید فطر و لطف خدا باز تازه شد / گرد غم گناه ز جان عوام رفت

التماس دعا

امسال تابستون درسا جون یه سره سرگرم بازی بوده و منم بهش سخت نگرفتم

غیر از کلاس زبان و ژیمناستیک بقیه ساعتهاش مشغول بازیه

یا با گوشی و لپ تاپ و ... یا اینکه با دوستاش توی پارکینگ، گاهی هم اسکیت و توپ بازی توی پارک، یا همراه دخترخاله هاش خونه مامانم

از عجایب روزگار این بود که برخلاف انتظارم

یه روز توی لپ تاپ غرق شده بود و داشت کاردستی ها رو سرچ میکرد

و نتیجه مطالعات و گشت و گذار در سایت های مختلف و کمی هم کمک مامانش، این شد:

kardasti

(گل و پروانه کاغذی با تا کردن کاغذهای رنگی)

و اما نتیجه انتظار من به جهت زودتر رسیدن سر قرار با جناب همسر محترم

دوستای گل پایتخت به احتمال خیلی زیاد این ساختمان معروف و توی خیابون ولیعصر نرسیده به میرداماد ملاحظه فرمودن

اون دست خیابون که بنده منتظر بابا مرتضی بودم، صدای ساز و آوازی توجهم و جلب کرد تا خاطره ای نه چندان خوشایند برام ثبت بشه : پنج جوان هنرمندی که هر کدوم سازی در دست داشتند و برای امرار معاش خودشون در حال نواختن موسیقی دلنوازی بودند

و کیف گیتارشون هم جلو روشون که مردم هراز گاهی .....

از شنیدن موسیقی بسیار خرسند شدم ولی از دیدن صحنه نواختن اجباری به جهت گذران زندگی بغض کردم

ایکاش لااقل برای جوانان این مرز و بوم میشد کاری کرد (بیکاری، مشکل مسکن، بزهکاری، مشکلات ازدواج، اعتیاد، بیماری، فقر، گرونی و تورم و ...و ... و ...)

Honarmandan

 

 Honarmandan

و هیچ ابایی نداشتند از اینکه مردم ازشون عکس بگیرن شاید انتظار داشتن به نحوی به گوش مسئولین برسه شاید ...


برچسب‌ها: کاردستی
+ نگارش :  دوشنبه 6 مرداد1393ساعت 9:57  نگارنده :  سهیلا مامان درسا جون  | 

عشق همین خنده های ساده ی توست

وقتی با تمام غصه هایت می خندی

تا از تمام غصه هایم رها شوم...

 

میلادت بهانه ای است برای بودنم و زیستنم

تولدت مبارک همسر نازنینم عزیزتر از جانم جاودانه بمان

 

با تغییراتی در نوع کارم و محل کارم، متاسفانه فرصتی برای سر زدن به وبلاگ دردونه پیدا نمیکنم

فعلا چند تا عکس جدید از درسا جون اینجا میزارم تا انشاالله در فرصتی بهتر از شرمندگی دوستان گلم در بیام (التماس دعا)

(دربندسر از توابع شمیرانات)

اولین شینیون موهای درسا جون توسط دخترخاله اش (آیسان) که کلاس آرایشگری میره

 عکس پایین مربوط به چند روز پیشه

درسا جون و برده بودم فرهنگسرای آی تی برای کلاس خوشنویسی ثبت نام کنم 

که دیدم چند نفر شبیه آدم آهنی، جلوی فروشگاه LG مانور میدن با ماهم چند تا عکس گرفتن

 

باز هم تولدت رو به خودت و خودم و دخترکمان تبریک میگم؛ مرتضی جان همسر مهربانم


برچسب‌ها: تولد
+ نگارش :  سه شنبه 10 تیر1393ساعت 16:41  نگارنده :  سهیلا مامان درسا جون  |