تماس با ما
وبلاگicon
خدا گوید : تو ای زیباتر از خورشید زیبایم تو ای والاترین مهمان دنیایم شروع کن ! یک قدم با تو - تمام گامهای مانده اش با من درسا دردونه من و باباش
مروارید درشت خونه ما همیشه بمان با ما
آپلود عکس

+ نگارش :  شنبه 26 شهریور1390ساعت 12:12  نگارنده :  سهیلا مامان درسا جون 

عشق همین خنده های ساده ی توست

وقتی با تمام غصه هایت می خندی

تا از تمام غصه هایم رها شوم...

 

میلادت بهانه ای است برای بودنم و زیستنم

تولدت مبارک همسر نازنینم عزیزتر از جانم جاودانه بمان

 

با تغییراتی در نوع کارم و محل کارم، متاسفانه فرصتی برای سر زدن به وبلاگ دردونه پیدا نمیکنم

فعلا چند تا عکس جدید از درسا جون اینجا میزارم تا انشاالله در فرصتی بهتر از شرمندگی دوستان گلم در بیام (التماس دعا)

(دربندسر از توابع شمیرانات)

اولین شینیون موهای درسا جون توسط دخترخاله اش (آیسان) که کلاس آرایشگری میره

 عکس پایین مربوط به چند روز پیشه

درسا جون و برده بودم فرهنگسرای آی تی برای کلاس خوشنویسی ثبت نام کنم 

که دیدم چند نفر شبیه آدم آهنی، جلوی فروشگاه LG مانور میدن با ماهم چند تا عکس گرفتن

 

باز هم تولدت رو به خودت و خودم و دخترکمان تبریک میگم؛ مرتضی جان همسر مهربانم


برچسب‌ها: تولد
+ نگارش :  سه شنبه 10 تیر1393ساعت 16:41  نگارنده :  سهیلا مامان درسا جون  | 

بازم از تصاویر پیداست که به این شیطونک های بازیگوش چقدر خوش گذشته

طی لبیک به دعوت خواهر گلم و ثبت نام در اردوی یک روزه دریاچه شورمست، چند روز پیش به اتفاق خاله های درسا جون و خواهرزاده های گلم (مهسا جون هم همراهمون بود خدا رو شکر خیلی خیلی بهتر شده) به سمت فیروزکوه و دریاچه شورمست راه افتادیم، صبحانه را بین راه صرف کردیم و بعد از کلی رقص و آواز در اتوبوس به دریاچه طبیعی بالای کوه رسیدیم، هوا بسیار تمیز و لذت بخش بود؛ بالای کوه هم سرسبز و مملو از درختان سر به فلک کشیده بود. بچه ها دو به دو توی دریاچه قایق سواری کردن و بعد، دو ساعتی اطراف دریاچه را گشت زدیم سپس ناهار و کمی استراحت ، باز هم با قورباغه های دریاچه بازی کردیم و کلی راهپیمایی در تپه های سرسبز اطراف دریاچه و بعد برگشت به سمت تهران.

راستش مسیر برگشت (جاده فیروزکوه به تهران) ترافیک سنگین بود و کلی خسته شدیم ولی در کل سفر خیلی خوبی بود با کلی خاطره و خنده های بی مهابا و عکسهای زیبا.

دریاچه شورمست اردیبهشت 93

 مگه میشد یه عکس درست درمون از این جوجه ها گرفت

دریاچه شورمست اردیبهشت 93

 

دریاچه شورمست اردیبهشت 93

درسا جون و سنا جون در حال پریدن و شادی کردن

دریاچه شورمست اردیبهشت 93

حالا مگه رضایت میدادن از قایق بیان بیرون!! 

 


برچسب‌ها: تفریحات
+ نگارش :  شنبه 27 اردیبهشت1393ساعت 23:45  نگارنده :  سهیلا مامان درسا جون  | 

سفرنامه نوروزی رو بنا به کمبود وقت، به چند قطعه عکس بسنده میکنم تا بیش از این به تاخیر نیفتد، امید که مقبول افتد.

طبق نذر برادرم سعید به دلیل بیماری من و سپس بهبودی مهسای عزیزم (خواهرزاده ام) بعد از اون تصادف شدید و به کما رفتنش (که لطف پروردگارم شامل حال ما شد و به زندگی برگشت)، تصمیم گرفتیم خانوادگی برای زیارت آقا امام رضا به مشهد سفر کنیم.

خواهرام با بچه هاشون، برادرام و مامانم و ... حدود بیست نفر بودیم 4 عید با قطار حرکت کردیم و هشتم عید برگشتیم.

درسا جان و سنا جان (دخترخاله اش) در حال تردد در واگن های قطار

وقتی چند تا وروجک توی یه کوپه جمع باشن، چه شود؟!!!

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

آرامگاه فردوسی هم مملو از جمعیت بود

شیطونک ها مقابل آرامگاه، در حال مبارزه نمادین بعد از خوردن پشمک ها

آرامگاه نادرشاه افشار در نزدیکی حرم امام رضا (ع)

درسا در موزه نادری کنار تابلوی نادرشاه

دهم فروردین هم به سمت شمال حرکت کردیم و بعد از سیزده به در به تهران برگشتیم

محل زیبا و خوش آب و هوای شمال ،

جایی که 13 به در رو همراه عمه مهربون درسا جون و بچه هاشون خوش گذروندیم

و باز روز از نو روزی از نو

تعطیلات نوروزی به ما که خیلی خوش گذشت و کلی انرژی مثبت گرفتیم. امیدوارم امسال برای شما دوستای خوبم از بهترین سالها و مملو از خاطرات خوب و به یاد ماندنی باشه.


+ نگارش :  جمعه 5 اردیبهشت1393ساعت 2:32  نگارنده :  سهیلا مامان درسا جون  | 

تقدیر، تقویم انسان های عادی و تغییر، تدبیر انسان های عالی است

برترین تغییرات را در سال نو برای همه دوستان و عزیزانم خواهانم

و تندرستی و شادکامی همراه با روزگاری پر از آرامش و مهربانی از خداوند بزرگ برایتان آرزومندم

********************************************

عکس بالایی مربوط به جا کلیدی هست که همین دیروز خریداری شده

و من حساااااااااااااابی ذوق مرگ شدم

آخه مدتی بود قصد خرید یه جا کلیدی دیواری رو داشتم، ولی هیچی رو نمی پسندیدم.

دیروز که بیرون رفته بودیم، این جاکلیدی خوشگل رو دیدم ولی یه کمی گرون بود و دلم نمی اومد بخرم، اما درسا جون که دید من مبهوت این عکس شدم، با افتخار کیفش رو درآورد و این جاکلیدی زیبا رو برام خرید.

درسا جون واقعا ازت ممنونم دختر قشنگ و بزرگوارم، برای تو و همه فرشته های دوست داشتنی آرزوی خوشبختی و موفقیت دارم و از خداوند بلند مرتبه میخوام که همواره پشت و پناهتون باشه.


باردیگر خجسته نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران زمین و یادگار نیاکانمان را

به ایرانیان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار شادباش می گویم


خداوندا سال 1393 را برای همه جهانیان پر از آرامش و دلخوشی قرار بده

خداوندا باران رحمت و برکت خویش را بر عالمیان ارزانی دار و بندگانت را هیچگاه فراموش نکن

(الهی آمین)

* پی نوشت: به ادامه مطلب بروید لطفا


برچسب‌ها: تبریکات عید, کاردستی
ادامه مطلب
+ نگارش :  یکشنبه 3 فروردین1393ساعت 1:26  نگارنده :  سهیلا مامان درسا جون  |